X
تبلیغات
88.8.8
gha3dak گرنکوبی شیشه ی غم را به سنگ ***هفت رنگش می شود هفتاد رنگ
تولد۲سالگی وبلاگ

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 آبان1390ساعت 9:16  توسط vahid | 
در ادامه مطلب نگاکنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 7 آبان1390ساعت 9:45  توسط vahid | 



 
 
 

  


 

http://up7.persianfun.info/img/90/7/sooooje-iraniii/316044_10150857269215393_625100392_21364422_631845019_n.jpg

 

http://up7.persianfun.info/img/90/7/Sooje-irani-3/296669_144265155671508_100002640745168_194988_506857515_n.jpg

http://up7.persianfun.info/img/90/7/Sooje-irani-3/269786_232969000057852_153780944643325_851934_4562677_n.jpg

http://up7.persianfun.info/img/90/7/sooooje-iraniii/318390_288093217867996_100000019613713_1284592_1846762765_n.jpg

 
 
بقیه در ادامه مطلب


 
   
   


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1 آبان1390ساعت 11:40  توسط vahid | 

منابع كنكور كارشناسي ارشد مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی سال 91 - 1390

دروس امتحاني و ضريب 

نام كتب معرفي شده توسط وزارت بهداشت 

مولفين و مترجمين

كليات بهداشت

(2)

درسنامه طب پيشيگري و پزشكي جلد دوم

 

اصول خدمات بهداشتي

ك. پارك . ترجمه . خسرو رفايي شيرپاك . تهران . انتشارات ايليا- چاپ اول  1382

فريد عبادي فردآذر و حسين شجاعي تهران-  انتشارات سماط چاپ چهارم 1385

اصول و مباني سازمان و مديريت

(3)

1- مباني مديريت

 

2- مباني مديريت رفتار سازماني

 

3- مديريت منابع انساني

 

4- سازمان ومديريت از تئوري تا عمل

استيفن رابينز و ديويد دي سنزو ترجمه : سيدمحمد اعرابي و همكاران . تهران انتشارات پژوهشهاي فرهنگي چاپ سوم – 1384

علي ضائيان – تهران – انتشارات سمت – چاپ هفتم 1385

اسفنديار سعادت – تهران – انتشارات سمت – چاپ دوازدهم 1386

مهدي ايران نژاد پاريزي و پرويز ساسان گهر – تهران – انتشارات موسسه علوم بانكداري - چاپ نهم 1385

سازمان و مديرت بهداشت و درمان

(3)

1- سازمان و مديريت بيمارستان جلد 1 و 2

2- مديريت بهداشت و درمان

 

3- درباره مديريت خدمات بهداشتي

 

4-بيمارستان چه نوع سازماني است و چگونه كار مي كند؟

ابراهيم صدقياني – تهران – انتشارات جهان رايانه – چاپ اول 1377

سعيد آصف زاده و عزيز رضا پور – انتشارات دانشگاه علوم پزشكي قزوين و حديث امروز چاپ اول 1385

مك ماهان، رزماري ، ترجمه : علي كشتكاران و سيدعليرضا آيت اللهي – انتشارات دانشگاه علوم پزشكي شيراز – چاپ سوم 1385

ترجمه دكتر محمد عرب و همكاران – انتشارات جهاد دانشگاهي

مديريت مالي و اقتصاد بهداشت

(2)

1-مباني اقتصاد بهداشت و درمان

 

2-اقتصاد بهداشت براي كشورهاي در حال توسعه

 

3-اقتصاد بهداشت

 

4- مديريت مالي جلد 1 و 2

سعيد آصف زاده – انتشارات دانشگاه علوم پزشكي قزوين – چاپ اول 1382

سوفي ويتر و ديگران . ترجمه : ابوالقاسم پوررضا – تهران انتشارات موسسه عالي آموزش و پژوهش مديريت و برنامه ريزي – چاپ اول 1383

چارلز. اي . فيليپس .ترجمه : منوچهر عسگري – تهران . نشر اقتصاد نو وابسته به شركت چاپ و نشر بازرگاني – چاپ اول 1376

ريموندپي نوو. ترجمه : علي جهانخاني و علي پارسائيان – تهران انتشارات سمت چاپ دوازدهم 1385

زبان عمومي

(0.9)

جلدهاي 1 ,2 و3   1- Reading and thinking in English

جلدهاي2 و3 2- Reading  through Interaction

3- Expanding Reading skills

4- Developing Reading skills

5- Mosaic 1 Reading  ( intermediate – high intermediate )


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 25 مهر1390ساعت 18:0  توسط vahid | 
 
پادشاهی در یک شب سرد زمستان از قصر خارج شد. هنگام بازگشت سرباز پیری را دید
که با لباسی اندک در سرما نگهبانی مي‌داد.
از او پرسید : آیا سردت نیست؟
نگهبان پیر گفت : چرا ای پادشاه اما لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم.
پادشاه گفت : من الان داخل قصر مي‌روم و مي‌گویم یکی از لباس های گرم مرا را
برایت بیاورند.
نگهبان ذوق زده شد و از پادشاه تشکر کرد. اما پادشاه به محض ورود به داخل قصر
وعده‌اش را فراموش کرد.
صبح روز بعد جسد سرمازده‌ي پیرمرد را در حوالی قصر پیدا کردند، در حالی که در
کنارش با خطی ناخوانا نوشته بود :
ای پادشاه من هر شب با همین لباس کم سرما را تحمل مي‌کردم اما وعده‌ي لباس گرم
تو مرا از پای درآورد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 مهر1390ساعت 10:39  توسط vahid | 

یك روز یک پسر کوچولو که می خواست انشاء بنویسه از پدرش می پرسه: پدرجان !
لطفا برای من بگین سیاست یعنی چی ؟
پدرش فکر می کنه و می گه :بهترین راه اینه که من برای تو
یک مثال در مورد خانواده خودمون بزنم که تو متوجه سیاست بشی
من حکومت هستم، چون همه چیز رو در خونه
من تعیین می کنم.. مامانت جامعه هست، چون کارهای خونه رو اون اداره میکنه.
کلفت مون ملت فقیر و پا برهنه هست، چون از صبح تا شب کار می کنه وهیچی نداره.
تو روشنفکری چون داری درس میخونی و پسر فهمیده ای هستی..
داداش کوچیکت هم که دو سالش هست،نسل آینده است.
امیدوارم متوجه شده باشی که منظورم چی هست و فردابتونی در این مورد بیشتر فکر کنی

پسر کوچولو نصف شب با صدای برادر کوچیکش از خواب می پره. می ره به اتاق
برادر کوچیکش و می بینه زیرشرو کثیف کرده و داره توی خرابی خودش دست و
پا می زنه. می ره توی اتاق
خواب پدر و مادرش و می بینه پدرش توی تخت نیست و مادرش به خواب عمیقی فرو
رفته و هر کار می کنه مادرش از خواب بیدار نمی شه
می ره تو اتاق کلفت
شون که
اون رو بیدارکنه، می بینه باباش توی تخت کلفتشون خوابیده .....؟؟؟؟
میره و سر جاش می خوابه و فردا صبح از خواب بیدار می شه.

فردا صبح باباش ازش می پرسه: پسرم! فهمیدی سیاست چیه؟ پسر می گه: بله
پدر، دیشب فهمیدم که سیاست چیه:
سیاست یعنی اینکه حکومت، ترتیب ملت
فقیر و پا برهنه رو می ده، درحالی که جامعه به خواب عمیقی فرورفته
و روشنفکر هر کاری می کنه نمیتونه جامعه رو بیدار کنه، در حالیکه نسل
آینده داره توی كثافت دست و پا می زنه

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 مهر1390ساعت 10:37  توسط vahid | 
غلـــــــط نامــــــــه کد خدا !

کولر:زمانی که یک لر به مکانی رفته باشد و بین ما نباشد
وردربرمن : به گویش محلی، برای من هم بردار
تفکیک جنسیتی : تف انداختن و لگد زدن به جنس مخالف
Frozen : (فروزان(با لهجه خارجی
موت زارت : سكته! يهويي تلف شدن
Nothing : ناچیز
گوزپیچ : آنکه باد معده اش بوی هلو میدهد،آنکه با گوزش هوا را معطر میکند
کامران : راننده کامیون
بیسکوییت : کسی که 20 بار تصمیم گرفته ترک کنه
Username : اسمتو زر بزن
حلال زاده : هر کسی که پدرش،قد خمیده ای داشته باشد!!
Ask me : از من عکس بگیر
جــاکش : ظرفی برای نگهداری کش
مهران : شخصی که در هوای مه آلود رانندگی می کند
PPTP : فردی با تیپ انی
جانمازی : بگو آذی جان صدات میاد
پنهانی : قلمی که جای جوهر با عسل مینویسد
درون گرا : کچلهای داخل خانه
برون گرا : کچلهای خارج از خانه، کچلهای خارجی
روبوسی : پارچه ای که روی بوس می کشند
پهناور : کسی که مدفوع گاو می آورد
Superman : مرد بقال
مارچوبه : عصای حضرت موسی
کنتس : به اصفهانی یعنی این سیگار کنته
زندایی : علی دایی پس از عمل تغییر جنسیت
لالایی : هشدار پلیس بزرگراه به رانندگان در کشورهای عرب زبان
در میان گذاشتن : لای چیزی کردن
شاطر : کسی که در خرابکاری استاد است
بیگلی بیگلی : پدربزرگ بروسلی، بزرگ خاندان لی‌
پسمانده : پ نه پ رفته!
کامبیز دیرباز : باز هم زنبورا دیر اومدن
Diamond Ring : داییمون زنگ زد
مناجات : انواع مونا
کره حیوانی : بیچاره ناشنواست
گالیله : شب جمعه
ثانیه ها : هوا آفتابیه ها!
انبر : داروی برطرف کننده اسهال
جوش شیرین(2) : فرهاد بیچاره که برای شیرین هی جوش می زند
سندباد : گوزی که به همراه شن و ماسه بیرون میآید
خشنود : کسی که لُختش قشنگ باشد
مالاریا : کلمه ای که اهالی لار اول هر جمله میگویند
کلکته : بین گربه ها کل افتاده
املای فارسی: فارM سی
خاموش : موش نپخته
شیاف : او خاموشه
مزدور : نوعي موز كه در مناطق دور مي رويد
ديپلماتيك : فرد ديپلمه اي كه ماتيك زده
گٔل بسر عروس : عروسی‌ که خوب ضربهٔ سر میزند*
How Could You? : شما چگونه کود می‌دهید ؟
خانوم گُل : بازیکن دارنده بیشترین تعداد گٔلِ زده در لیگ فوتبال زنان
Software : حرفهای چرند اما لطیف و دلنشین
واویلا : ویلایی که درش به روی همه باز است
Pre-wash with mouthwash : پریوش با مهوش
سنجد(2) : کسی که هم سن جدش باشد
رو به راه : مسیر عبور و مرور روباه
نمک آبرود : نام جدید دریاچه ارومیه
اصول کافی : راه و روش قهوه درست کردن
چاقو ضامن دار : در شیراز، به شخص فربه‌ای که یکی‌ از اهالی محل ضمانتش را کند گویند
ضامن آهو : قسمتی از بدن آهو که اگر آنرا بکشیم آهو با سرعت بالایی می دود
شیرموز : گونه‌ای شیر که حیوانات جنگل روی پوستش سر میخورند
هارون : اصطلاحی که شیرازیها هنگام یافتن رانِ مرغ در غذا بکار میبرند
جنسیتی : شهر ارواح
سوریه : آبشش
دايميتيكون(قرص) : دايي مهدي وضعش خرابه
گوگولی : فرزند بروس و گوگوش
علامه مجلسی : علامه ی درشت و رسیده
شربت انبه : شربت عن بهتر است
Flashback : آنکه برق باسنش آدم را کور می کند
مكار : كسي كه تخصص اپل دارد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 مهر1390ساعت 8:50  توسط vahid | 

همگان می دانند كه مستر المپیا بزرگ ترین رویداد پرورش اندام جهان است و قهرمانان این مسابقه ، سعی و تلاش زیادی می كنند تا به عناوین دست یابند و اصلا راهیابی به این مسابقه كار هر كسی نیست چون باید از صافی های متعددی بگذرند ، تا بتوانند جواز ورود این مسابقه را كسب كنند ، آن ها باید حتما یا سال قبل جزو 10 نفر برتر این مسابقه شده باشند ، یا این كه در یكی از مسابقات معتبر : آرنولد كلاسیك ، شب قهرمانان ، نمایش قدرت و جایزه بزرگ ها و غیره شركت كرده باشند و توانسته باشند ، صاحب عنوان شده باشند كه برای ورود به همین مسابقات ذكر شده باید كارت حرفه ای را داشته باشند و این مسابقات هم دست كمی از مستر المپیا ندارد و برای به دست آوردن عناوین در همین مسابقات هم باید سال ها تمرین كرد تا بتوان بر قهرمانان صاحب نام غلبه كرد

 

MR. OLYMPIA WINNERS 

2007
2006
2005
2004
2003
2002
2001
2000
1999
1998
1997
1996
1995
1994
1993
1992
1991
1990
1989
1988
1987
1986
1985
1984
1983
1982
1981
1980
1979
1978
1977
1976
1975
1974
1973
1972
1971
1970
1969
1968
1967
1966
1965
Jay Cutler
Jay Cutler
Ronnie Coleman
Ronnie Coleman
Ronnie Coleman
Ronnie Coleman
Ronnie Coleman
Ronnie Coleman
Ronnie Coleman
Ronnie Coleman
Dorian Yates
Dorian Yates
Dorian Yates
Dorian Yates
Dorian Yates
Dorian Yates
Lee Haney
Lee Haney
Lee Haney
Lee Haney
Lee Haney
Lee Haney
Lee Haney
Lee Haney
Samir Bannout
Chris Dickerson
Franco Columbu
ArnoldSchwarzenegger
Frank Zane
Frank Zane
Frank Zane
Franco Columbu
ArnoldSchwarzenegger
ArnoldSchwarzenegger
ArnoldSchwarzenegger
ArnoldSchwarzenegger
ArnoldSchwarzenegger
ArnoldSchwarzenegger
Sergio Oliva
Sergio Oliva
Sergio Oliva
Larry Scott
Larry Scott

 

در ضمن دکستر جکسون در سال ۲۰۰۸ توانست با اختلاف ۱ امتیاز بیشتر از جی کاتلر فاتح مستر المپیا شود.

اما کاتلر در ارزوی انتقام بود و توانست در سال های ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰ برنده بی چون و چرای مستر المپیا شود.

بییاید بیشتر درمورد مسترالمپیا بدونیم

در ادامه ی مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 11 مرداد1390ساعت 0:3  توسط vahid | 
کارشناسی ارشد علوم سیاسی و روابط بین‌الملل

مقدمه:

مجموعه علوم سیاسی و روابط بین الملل یکی از مهمترین رشته‌های علوم انسانی است. فیلسوفان بزرگی نظیر ارسطو که او را پدر علم سیاست نامیده‌اند معتقد بودند که علم سیاست ملکه تمام علوم است. رشته علوم سیاسی در ایران از قدمت زیادی برخوردار است. برای اولین بار آموزش علم سیاست در ایران با تأسیس مدرسه عالی علوم سیاسی در سال ۱۲۷۸ شمسی آغاز شد. در طول زمان این رشته از گسترش کیفی و کمی‌ زیادی برخوردار گردید و اکنون هم در دانشگاه‌‌های متعددی تدریس می‌شود که در ادامه اسامی‌شهرها و دانشگاه‌‌های مربوطه و گرایش‌‌های موجود در جدول جداگانه‌ای خواهد آمد.
علاوه بر فارغ التحصیلان رشته علوم سیاسی فارغ التحصیلان سایر رشته‌های علوم انسانی، پایه، پزشکی، فنی و مهندسی … هم می‌توانند در آزمون کارشناسی ارشد این رشته شرکت کنند دانشجویانی که مراحل تحصیل در کارشناسی ارشد را به اتمام می‌رسانند می‌توانند در دانشگاه‌‌ها و مؤسسات آموزش عالی دولتی و آزاد، وزارتخانه‌های خارجه، کشور و غیره، مرکز پژوهش‌‌های سیاسی نهادها و مؤسسات دولتی و غیر دولتی، دایرة المعارف‌‌ها، مطبوعات و … مشغول کار شوند.


دوران تحصیل در رشته علوم سیاسی و سایر گرایش‌‌های مربوطه دو سال است نکته مهمی‌که باید در مورد دانشگاه‌‌های محل تحصیل ذکر شود این است که دانشجو در صورتی که علاقه‎مند به تحصیل در دوره دکتری می‌باشد باید دانشگاهی را در اولویت قرار دهد که دارای دکترای همان گرایش باشد از این جهت دانشگاه‌‌های تهران، شهید بهشتی و تربیت مدرس در اولویت قرار دارند از جهت دسترسی به مراکز کتابخانه‌ای و اسناد و مؤسسات پژوهشی دانشگاه‌‌های شهر تهران بیشتر از سایر دانشگاه‌‌ها دارای اولویت می‌باشند. در دوره‌ی کارشناسی ارشد رشته علوم سیاسی به دو گرایش مهم علوم سیاسی و روابط بین الملل و چند گرایش جانبی دیگر تقسیم می‌شود که عبارتند از :
۱- مطالعات منطقه‌ای
۲- مطالعات ایران و سیاستگذاری عمومی‌
۳- اندیشه سیاسی در اسلام
۴- دیپلماسی و سازمان‌‌های بین المللی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 8 مرداد1390ساعت 15:22  توسط vahid | 

ابلیسک

اُبلیسک یا اوبِلیسک (Obelisk) (یونانی: ὀβελίσκος، برگرفته از ὀβελός، به معنای سوزن یا ستون نوک‌تیز. ستون سنگی با نوک هرمی است. این بنا نماد زایندگی و باروری در مصر باستان بوده که آنها را در ورودی‌های مقابر مصر باستان برپا می کرده اند و در معماری مصر باستان، آشور، آکسومی اتیوپی، روم باستان و بیزانس (روم شرقی) به کار رفته است. در دوران نوین نیز این بنا در شماری از میدان‌های اصلی اروپا و آمریکا وجود دارد این بنا نزد فراماسونر ها مقدس بشمار میرود.در حالی که مسلمانان آن را نحس میدانند.به طوری که یکی از اعمال حج سنگ زذن به این بناست که رمی جمرات نامیده میشود.هر چند در حال حاضر مقامات سعودی دور تا دور آن را محصور کرده اند.

ابليسک، که در فراماسونري و نحله‌هاي رازآميز و شيطاني سخت مورد تکريم است، نماد مقدس پاگانيسم در مصر باستان است و مظهر آلت تناسلي مذکر به معناي حلول يا دخول شيطان در کالبد انسان يا تسليم روح خود به شيطان و اخذ نيرو از او؛ آن‌گونه که در نمايشنامه «دکتر فائوستوس» کريستوفر مارلو** يا «فائوست» گوته به تصوير کشيده شده و در سال‌هاي اخير به وفور در فيلم‌هاي سينمايي، به شکل حلول مستقيم شيطان در جسم انسان يا باروري انسان از شيطان يا موجودات فضايي، ترويج مي‌شود. 
     
نماد ماسوني ابليسک در شهر واشنگتن که به عنوان يادمان جرج واشنگتن، پدر دولت آمريکا، به دست معماران ماسون ساخته شد.
اين نماد با   294/ 169 متر ارتفاع بلندترين ابليسک ساخته بشر است. در سال 1884 نصب شد.


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 مرداد1390ساعت 13:18  توسط vahid | 
راز دلار  (  فراماسونری  و دجال آخر الزمان  )  بخش اول

بی شک باید  سمبولیسم و نماد گرایی را جزء لاینفک جریان فراماسونری دانست جریانی که موجودیت آن بیش از هر تمدن دیگری با پاگانیسم مصر باستان گره خورده است . که قبلا در مقاله ای دیگر با عنوان “نماد های ماسونی مصر باستان” مفصل به آن پرداختم .

اصولا صحبت از نماد گرایی ماسونی نه در این مجال بلکه خود فرصتی مفصل می طلبد اما آنچه قصد دارم در این جستار به آن بپردازم صرفا نماد گرایی این جریان در دلار آمریکاست که به طرز شگفت انگیزی گویا مرامنامه و مانیفست یهودی– فراماسونری  آنهاست تا وسیله ای برای داد و ستد.

ششم ژوئیه سال ۱۷۸۵کنگره آمریکا ( که در آن زمان، تنها یک مجلس بود) به اتفاق آراء دلار«« Dollar  را واحد پول آن کشور قرار داد.

پیش از استقلال ایالات متحده یعنی در ۴ ژوئیه ۱۷۷۶ ، پول انگلستان (لیره) در ۱۳ مهاجر نشین انگلیسی آمریکای شمالی رایج بود.

در جریان انقلاب، آمریکائیان سکه نقره ای اسپانیا به نام «دلار» را که در مکزیک رایج بود وسیله داد و ستد قرار داده دادند و به همین دلیل نام پول ملی خود را «دلار» گذاشتند.

سکه دلار نقره ای از قرن چهاردهم بیش از سه قرن به نام «تالرThaler، دالر، تلار و دلار» در اروپا رایج بود که اسپانیایی ها آن را حفظ کردند و به مستعمرات خود در قاره آمریکا منتقل ساختند.

اس با خط عمودی« $» که علامت بین المللی دلار است نیز از اسپانیایی ها اقتباس شده که پول خود را با علامت P (پی) مشخص می کردند و این «P» در آمریکای شمالی به تدریج و در جریان نوشتن به شکل «$» درآمد.(۱)

روند گنجاندن نمادهای یهودی – ماسونی در اسکناس ۱ دلاری ختم نگشت و تمامی اسکناسهای بعد از آن نیز از این امر مستثنا نبودند.

اما اسکناس ۱ دلاری به عنوان نخستین اسکناس و از طرفی دیگر به لحاظ تعدد نشانه های ماسونی از اهمیت ویژه ای برخوردار است که کشف رمز از آن نیات پشت پرده و مخوف طراحان نظم نوین جهانی را آشکار می سازد.

پیش از پرداختن به این مسئله توضیحی اجمالی  راجع به برخی  اعداد مقدس ماسونها را لازم می دانم .

نخستین عدد ۹ است که به حلقه ۹ نفره زنجیره ماسونها ، تعداد استادانی که در جستجوی حیرام رفتند تعداد ضربه های درجه استادی و…(۳) اشاره دارد.

دومین عدد ۱۱ است که آن نیز به دوستون بواز و جاکین که بنا بر اعتقاد ماسونها  در ابتدای معبد سلیمان قرار داشتند، عرض حمایل استاد به سانتی متر (مجموع ستارگان ۵ و ۶ پر)، تنها عدد دورقمی که اکر برعکس شود تغییر نمی کند و …(۴) اشاره دارد.

سومین عدد ۱۳ است که بی شک از مهمترین نشانه های  تعلق فراماسونری به یهودیان و مصر باستان است که دلایلی از قبیل اتفاق موسوم به  پوریم در ۱۳ فروردین در عهد خشایار شاه ، ۱۳ تکه از بدن اوزیریس که توسط ایسیس(خدایان مصر باستان) پیدا شد ، خیانت سیزدهمین نفر(یهودا اسکاریوتی) به حضرت مسیح (ع) و … مد نظر است.

چهارمین عدد ۳۳ است که اشاره دارد  به ۳۳ رتبه و درجه فراماسونری ، حاصل ضرب عدد مقدس ماسونها یعنی یازده در سه مرتبه شاگردی- ابزار یاری و استادی (۱۱* ۳=۳۳) ، سن حضرت مسیح هنگام کشته شدن(البته به نشان تمسخر مسیح توسط یهودیان) و…

پس از این مقدمه نسبتا طولانی در ذیل به ترتیب به برخی از نشانه ها ی یهودی- ماسونی موجود در یک دلاری اشاره می گردد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 مرداد1390ساعت 10:17  توسط vahid | 
عکس از  رامونا امیری ، ملکه زیبایی کانادا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 تیر1390ساعت 18:17  توسط vahid | 
انسان های زیادی وجود دارن که ادعا می کنن بچه ناف تهرونن، ولی هنوز هیچ کس دقیقن نمی دونه ناف تهرون کجاست و این نقطه همچنان نا معلوم مونده. توی این پستم قصد دارم با موشکافی دقیق، ناف تهرون رو مشخص کنم و بررسی کنم که چه کسایی واقعن بچه ناف تهرونن!
 

اگه نقشه ی تهران رو 90 درجه در جهت عقربه های ساعت بچرخونیم و با دقت نگاش کنیم می بینیم که شبیه بدن یه خانم با حجاب می شه که خیلی راحت قابل تشخیصه! اگه نمی تونید تشخیص بدید من برای راحتیتون این کارو کردم که می تونید ببینید:
 
Taknaz.ir At Site

حالا که متوجه شدید تهران شبیه بدن یه انسانه بهتره بریم سراغ ناف این انسان! همونجور که در تصویرم مشاهده می کنید ناف تهران دقیقن مشخص شده و اونجا هم جایی نیست جز میدون ولیعصر! و باید گفت که بلاخره تونستیم ناف تهرون رو پیدا کنیم!
 
جایی که هزاران سال بود کشف نشده باقی مونده بود، همون میدون ولیعصره و کسایی که ادعا می کنن بچه ناف تهرونن باید اصلیتشون مال اینجا باشه!
اما
 
از امروز اگه کسی ادعا کرد که بچه ناف تهرونه اول از همه مطمئن بشید اصلیتش مال میدون ولیعصره و بعد حرفش رو جدی بگیرید! توجه کنید که باید بچه خود میدون باشه ها، چون خیابونا و کوچه های اطرافش خارج از ناف قرار گرفته!
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 تیر1390ساعت 18:14  توسط vahid | 

کشف قبیله ی گمشده در امازون

این عکس ها، تصویر دقیقی از زندگی یکی از قبایل که هنوز به شکل انسان های اولیه  زندگی  می کنند، را نشان می دهد. انها در حالی که نیزه هایی در دست داشتند و بدنشان را به رنگ قرمز دراورده بودند، به هلی کوپتری که بالای سرشان بود، خیره شده بودند.

به گزارش انتخاب این عکس های هوایی توسط مقامات برزیلی، که بر این قبایل برای مدتی نظارت می کردندگرفته شده است. البته مقامات برزیلی این وظیفه را به موسسه خیریه انگلیسی “بقاء” و دیگر انجمن ها واگذار کرده اند، به این امید که این قبایل در امازون بتوانند به زندگی خود ادامه بدهند. نگرانی ها به دلیل ورود چوب بر ها به این منطقه  افزایش یافته است، این چوب برها که کارشان غیرقانونی می باشد، می توانند بقا و زندگی این قبیله و سایر قبایل را به خطر بیاندازند.

پیش از این و در سه سال پیش، گروه بین المللی “بقاء” تصاویری را از قبیله ای به مانند همین قبیله منتشر کرد تا وجود چتین قبایلی را ثابت کند.

در ان زمان، شکارچیان قبیله به سمت هلی کوپتر نیزه پرتاب کردند. البته انها اصلا نمی دانستد که هلی کوپتر چیست.

اما همچنان که دولت برزیل سه منطقه را در مرز خود با پرو مشخص کرده است تا از این ۴ قیبله در امازون محافظت کند، دولت پرو به رفتار توام با بی اعتنایی خود ادامه می دهد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 تیر1390ساعت 17:4  توسط vahid | 
Kissing couple in Vancouver riots. Photograph: Rich Lam/Getty Images
+ نوشته شده در  یکشنبه 5 تیر1390ساعت 16:19  توسط vahid | 
 

 

+ نوشته شده در  شنبه 21 خرداد1390ساعت 11:54  توسط vahid | 

پت و مت دکترای مهندسی عمران گرفتند و الان جزو هیئت علمی دانشگاهند!

کایوت، بالاخره ردرانر رو گرفت ولی از شانس بدش آنفولانزای مرغی گرفت و مرد!

 

بقیه در ادامه ی مطلب حتما نگا کنید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 9 خرداد1390ساعت 21:37  توسط vahid | 

اجبار کودکان برای ازدواج در سنین خردسالی در حالی که کودک در حال کسب تجربه های ارتباط با محیط پیرامون و کسب مهارت های زندگی هستند و هنوز قادر به تجزیه و تحلیل قواعد پیچیده زندگی زناشویی و چگونگی برخورد مناسب با زوج خود در شرایط مختلف زندگی نیستند، تبعیض و ظلم بزرگی به دخترانی است که تجربه زندگی مشترک شان برای همیشه در هاله ای از ترس و تبعیض خواهد بود.
از بین مسائل مختلفی نظیر سوء تغذیه، کمبود شیر مادر، بی سرپرستی، بی هویتی فرزندان خارج از ازدواج رسمی، فقدان خدمات بهداشتی و درمانی لازم، فقر آموزشی، بیسوادی، بهره کشی جسمی و جنسی و دهها مورد دیگر، ازدواج کودک در برخی از کشورها مانند افغانستان و برخی از کشورهای خاورمیانه و قاره آفریقا یکی از مهمترین مسائلی است که گریبان دهها هزار دختر و پسر واقع در سن کودکی را به مخاطره انداخته است.
به گزارش یونیسف، ازدواج کودک یا ازدواج زودهنگام مربوط به ازدواج با کودک زیر ۱۸سال است. در این میان با وجودی که هر دو جنس پسر و دختر در معرض ازدواج های زودهنگام هستند ولی دختران بیشترین قربانیان این پدیده بشمار می روند.ازدواج اجباری ازدواجی است که بدون توافق معتبر یکی از طرفین یا هر دو زوج صورت می گیرد و در آن اجبار عاطفی یا بدنی یک عامل اصلی است. در برخی از کشورهای آفریقایی مانند نیجر، چاد، مالی، گینه و بورکینافاسو حدود ۸۰ درصد دختران قبل از رسیدن به سن ۱۸ سالگی مجبور به ازدواج کردن می‌شوند.
نشریه “فارین پالیسی” نگاهی تحلیلی همراه با تصاویر انداخته به این پدیده غمبار و تاسف بار در کشور محروم افغانستان.
دختران جوانی که مجبورند با مردان 60 ساله ازدواج کنند ! +تصاویر
بنا به آمار یونیسف حدود ۵۰ میلیون دختر زیر ۱۷ سال در کشورهای در حال توسعه مجبور شده اند متاهل شوند. پدیده ازدواج کودکان در افغانستان بویژه در مناطق روستایی شایع است. ۵۷ درصد از دختران افغان قبل از رسیدن به سن ۱۶ سالگی عروس می شوند و آمار مرگ آنان به علت حاملگی زودرس بسیار بالاست. در عکس فوق سعید محمد ۵۵ ساله با روشن کاظم ۸ ساله در مراسم نامزدی دیده می‌شوند. پدر عروس، عبدل کاظم ۶۰ ساله با بیان اینکه راضی به این ازدواج نبوده اما فقرشدیدمجبور به رضایت وی برای این ازدواج شده است.
دختران جوانی که مجبورند با مردان 60 ساله ازدواج کنند ! +تصاویر
فایز محمد ۴۰ ساله با غلام حیدر ۱۱ ساله در روستای دمردر در حال برگزاری مراسم ازدواج هستند. این عکس به عنوان نماد و عکس برگزیده از سوی یونیسف انتخاب و از عکاس آمریکایی آن قدردانی شد.
دختران جوانی که مجبورند با مردان 60 ساله ازدواج کنند ! +تصاویر
زهرا عروس افغانی در سالن آرایشی در بامیان برای شرکت در مراسم ازدواج آماده می شود.
دختران جوانی که مجبورند با مردان 60 ساله ازدواج کنند ! +تصاویر
همه ازدواج ها در سنین کودکی رخ نمی دهد اما بعید است سن عروس دیگر از ۲۴ سال بالاتر برود. در عکس فوق رضا علی زاده ۲۴
ساله با عروس ۲۱ ساله اش آجیلا نظری پس از مراسم عقد در حال بازگشت به خانه شان در روستای هزاره هرات هستند. این دو
قبل از ازدواج فقط یک بار با هم ملاقات کرده بودند.
دختران جوانی که مجبورند با مردان 60 ساله ازدواج کنند ! +تصاویر
مادر و مادربزرگ عروس در حال آویختن گوشواره به عروس در کابل هستند. بعد از دوران طالبان سالن های ازدواج دوباره بازگشایی شد و شادمانی و بوق زدن ماشین عروس و همراهانشان در خیابانهای کابل بار دیگر رواج یافت ولی قانونی برای منع ازدواج کودکان تصویب نشد.
دختران جوانی که مجبورند با مردان 60 ساله ازدواج کنند ! +تصاویر
بس گُل دختر ۱۷ ساله افغان در خانه حمایت از زنان در بامیان. وی در سن ۱۱ سالگی مجبور به ازدواج با مردی همسن پدر خود شد و
به علت سوء رفتار با وی از طرف شوهرش مجبور به فرار و پناه گرفتن در خانه امن بامیان شد.
دختران جوانی که مجبورند با مردان 60 ساله ازدواج کنند ! +تصاویر
بهترین دوست عروس، مترا آماده ورود داماد برای تحویل عروس نوجوان است. برخی از این کودکان و نوجوانان به امید داشتن زندگی بهتر
و فرار از فقر با خوشحالی تن به ازدواج های اجباری می دهند.
دختران جوانی که مجبورند با مردان 60 ساله ازدواج کنند ! +تصاویر
مراسم ازدواج دسته جمعی گروهی ۵۰ زنان در استان هرات افغانستان. اکثر این عروسها کمتر از هجده سال دارند.
مجگون آمونی دختر ۱۶ ساله در حال گریه. وی به خاطر خشونت شوهرش مجبور به فرار و پناه گرفتن در موسسه خدمات اجتماعی در هرات شده است. وی در این مرکز به مدت شش ماه زندگی کرد تا خانواده اش راضی به حمایت و پذیرفتن او شوند اما در جامعه عقب مانده افغان هر زنی که از خانه شوهرش فرار کند مایه ننگ خانواده پدری اش محسوب میشود. مجگون زمانی که فقط ۱۱ سال سن داشت به عقد مردی ۶۰ ساله در ازای تحویل دو بسته هروئین درآمد. وی مجبور به قاچاق مواد مخدر در خانه شوهرش شد تا زمانی که مجبور به فرار از خانه شوهرش شد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 خرداد1390ساعت 21:35  توسط vahid | 
 

یه روز یه استاد فلسفه میاد سر کلاس و به دانشجوهاش میگه:

امروز میخوام ازتون امتحان بگیرم ببینم درسهایی رو که تا حالا بهتون دادمو خوب یاد گرفتین یا نه...!

بعد یه صندلی میاره و میذاره جلوی کلاس و به دانشجوها میگه:

با توجه به مطالبی که من تا به امروز بهتون درس دادم، ثابت کنید که این صندلی وجود نداره؟!

دانشجوها به هم نگاه کردن و همه شروع کردن به نوشتن روی برگه...

بعد از چند لحظه یکی از دانشجوها برگه شو داد و از کلاس خارج شد...

روزی که نمره ها اعلام شده بود، بالاترین نمره رو همون دانشجو گرفته بود !

اون فقط رو برگه اش یه جمله نوشته بود:

.

.

.

.

.

.

کدوم صندلی ؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 اردیبهشت1390ساعت 12:6  توسط vahid | 
یک روز کارمند پستی که به نامه‌هایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می‌کرد متوجه نامه ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه‌ای به خدا !
با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند.در نامه این طور نوشته شده بود:
خدای عزیزم بیوه زنی 83 ساله هستم که زندگی ام با حقوق نا چیز باز نشستگی می‌گذرد. دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدید.
این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج می‌کردم. یکشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده‌ام، اما بدون آن پول چیزی نمی‌توانم بخرم. هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم . تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من کمک کن ...

کارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد. نتیجه این شد که همه آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند. در پایان 96 دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند ...
همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند خوشحال بودند. عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت، تا این که نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسید که روی آن نوشته شده بود: نامه‌ای به خدا !
همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند. مضمون نامه چنین بود :
خدای عزیزم، چگونه می‌توانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم. با لطف تو توانستم شامی ‌عالی برای دوستانم مهیا کرده و روز خوبی را با هم بگذرانیم. من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی ... البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشته‌اند!!...


+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 اردیبهشت1390ساعت 12:3  توسط vahid | 
داستان عاشقانه ی یک شعر




این شعر و تصنیف زیبای اون رو همه ی ما حداقل یک بار خوندیم و شنیدیم.
شعری زیبا از مهرداد اوستا :


وفا نكردي و كردم، خطا نديدي و ديدم
شكستي و نشكستم، بُريدي و نبريدم


اگر ز خلق ملامت، و گر ز كرده ندامت
كشيدم از تو كشيدم، شنيدم از تو شنيدم


كي ام، شكوفه اشكي كه در هواي تو هر شب
ز چشم ناله شكفتم، به روي شكوه دويدم


مرا نصيب غم آمد، به شادي همه عالم
چرا كه از همه عالم، محبت تو گزيدم


چو شمع خنده نكردي، مگر به روز سياهم
چو بخت جلوه نكردي، مگر ز موي سپيدم


بجز وفا و عنايت، نماند در همه عالم
ندامتي كه نبردم، ملامتي كه نديدم


نبود از تو گريزي چنين كه بار غم دل
ز دست شكوه گرفتم، بدوش ناله كشيدم


جواني ام به سمند شتاب مي شد و از پي
چو گرد در قدم او، دويدم و نرسيدم


به روي بخت ز ديده، ز چهر عمر به گردون
گهي چو اشك نشستم، گهي چو رنگ پريدم


وفا نكردي و كردم، بسر نبردي و بردم
ثبات عهد مرا ديدي اي فروغ اميدم؟

----------------------------------
ولی داستان عشق و خیانتی که باعث سروده شدن این شعر شد به گوش کمتر کسی رسیده.
من این داستان رو از زبان استاد ادبیات دوره ی پیش دانشگاهیم که از اساتید دانشگاه هستند شنیدم
و به دلیل زیبا ، غم انگیز و جالب بودن ، این جا برای شما بازگو می کنم .
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــ
مهرداد اوستا در جوانی عاشق دختری شده و قرار ازدواج می گذارند.
دختر جوان به دلیل رفت و آمد هایی که به دربار شاه داشته ، پس از مدتی مورد توجه شاه قرار گرفته و شاه به او پیشنهاد ازدواج می دهد.
دوستان نزدیک اوستا که از این جریان باخبر می شوند، به هر نحوی که اوستا متوجه خیانت نامزدش نشود سعی می کنند عقیده ی او را در ادامه ی ارتباط با نامزدش تغییر دهند .
ولی اوستا به هیچ وجه حاضر به بر هم زدن نامزدی و قول خود نمی شود .
تا اینکه یک روز مهرداد اوستا به همراه دوستانش ، نامزد خود را در لباسی که هدیه ای از اوستا بوده ، در حال سوار شدن بر خودروی مخصوص دربار می بیند...
مهرداد اوستا ماه ها دچار افسردگی شده و تبدیل به انسانی ساکت و کم حرف می شود.
سالها بعد از پیروزی انقلاب ، وقتی شاه از دنیا می رود ، زن های شاه از ترس فرح ، هر کدام به کشوری می روند و نامزد اوستا به فرانسه .
در همان روزها ، نامزد اوستا به یاد عشق دیرین خود افتاده و دچار عذاب وجدان می شود .
و در نامه ای از مهرداد اوستا می خواهد که او را ببخشد.
اوستا نیز در پاسخ نامه ی او تنها این شعر را می سراید.

حالا یک بار دیگه شعر رو بخونید ...
+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 اردیبهشت1390ساعت 11:59  توسط vahid | 
عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربیست Www.bahar22.com

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 اردیبهشت1390ساعت 11:55  توسط vahid | 
من در شهری زندگی می­کنم که یکی از معروف­ترین سمفونی­های موزارت را روی دنده عقب وانت می­ گذارند!

شهری که روانشناس­هایش همه از همسرانشان طلاق گرفته­اند

شهری که هنوز پیکان 56 را ترجیح می­دهند .

شهری که در جدول­های روزنامه­ها و مجله­ها سوال این است: بی دینی 7 حرفی­.... و جواب می­شود: سکولاری!


شهری که می­گویند مسلمان­ساز و مسلمان دار است، اما با هر نفس تهمت میزنند و غیبت می­کنند و به قولی گوشت برادرمرده خود را با ولع می­خورند .

شهری که نظامی­اش شهردار می­شود !

مهندس برقش تاکسی دارد !

وزیر امور خارجه­اش انگلیسی را با لهجه لری حرف می­زند !

آدمها از دیدن پلیس می­ترسند !

شهری که دل به دست آوردن سخت است و دل شکستن هنر می­باشد !

شهری که در دانشگاهش فقط این را یادت می­دهند که چگونه با حراست نرم صحبت کنی تا خوشش بیاید!

شهری که ملت رسانه­ای دارد اما رسانه ملی ندارد.



شهری که زبانش "پارسی" است اما می­گویند "فارسی" چون زبان عربها "پ" ندارند !

شهری که من دوست دارم هوای تو را داشته باشم، و تو هوای من را، اما نه به معنی حمایت! به این معنی که هیچ کدام نمی­خواهیم در هوای خودمان نفس بکشیم .

شهری که عبدالمالک ریگی را از هوا پایین می­کشند اما دزدان چند مجسمه را نمی­توانند پیدا کنند !

شهری که مرگ حق است و حق گرفتنی!

شهری که برنده یعنی کسی که کمتر از بقیه می­بازد !

شهری که کف اتوبانش دست­انداز دارد !

شهری که همه فکر می­کنند فقط خودشان می­فهمند !

شهری که مرگ بر آمریکا می­گویند ولی آرزویشان این است که آمریکا را حداقل یکبار ببینند !

شهری که همه، مشکل را در کسی دیگر می­جویند !

شهری که هنوز نفهمیدم من در آن به دنیا آمدم یا در آن مُردم !


+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 اردیبهشت1390ساعت 11:54  توسط vahid | 
در پی درخواست وزیر آموزش و پرورش برای جداسازی کتاب درسی دختران و پسران، داستان دهقان فداکار در کتاب درسی دختران به صغرای فداکار تبدیل شد.

داستان جدید:

سرپرست وزارت آموزش و پرورش می گوید: کتاب های درسی دختران و پسران باید جدا بشود. البته اینکه چرا خداوند بزرگوار برای دختران و پسران و مردان و زنان یک کتاب فرستاده از اسرار است و اسرار را نه سرپرست وزارت آموزش و پرورش می داند و نه دختران و پسران.

احتمالاً در کتاب درسی دختران داستان دهقان فداکار اینگونه خواهد شد:

صغرا خانم فداکار

صغرا خانم فداکار خیلی ناراحت شد اول خواست پیراهنش را در بیاورد به چوبدستی اش ببندد و آتش بزند، بعد یادش آمد که لخت می شود و اگر چشم مسافران نامحرم به او بیفتد، خدا او را با چوبدستی اش در آتش جهنم می اندازد.بعد خواست چادرش را استفاده کند که یادموهایش افتاد.سپس متوجه شد لازم نیست مثل مردها به هر بهانه ای لخت بشود، او زن است و خدا به او عقل داده لذا نفت فانوسش را ریخت روی چوبدستی اش و آن را آتش زد و چون دویدن برای زن بد است سلانه، سلانه به طرف قطار رفت اما دیگر دیر شده بود و قطار با سنگ ها برخورد کرد و همه مسافران شهید شدند.

 

انا لله و انا الیه راجعون


+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 اردیبهشت1390ساعت 11:53  توسط vahid | 

 


 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 اردیبهشت1390ساعت 11:52  توسط vahid | 

فقط 1% جمعیت دنیا رو داریم، اون‌وقت 30% کشته‌های سوانح هوایی دنیا ایرانی‌اند،

سوار هواپیما بشی انگار سوار عزرائیل شدی؛ اصفانیا راس میگن که دیگه بلیط دوطرفه رفت و برگشت بخری ریسک داره، باید فقط یه‌طرفه خرید که ضرر توش نباشه!

ساعت دوازده شب چنان برفی اومد که نگو، بعد یهو ابرا رفتن برفا آب شد کم مونده بود خورشیدم نصفه شبی طلوع کنه...

بچه‌ها دور هم جمع شدن مثلا دارن می‌جنگن، بهشون می‌گم اسم چند تا پهلوان ایرانی رو بگین، می‌گن: اسپایدرمن، جومونگ، مختار!

پول شارژ باطری موبایلمون از پول کارت شارژش بیشتر میشه،

پلوپز خریدم، ساخت ایران (نمی‌گم کدوم شهر تا توهین حساب نشه!) روش نوشته «اتوماتیک» ولی توی دفترچه‌اش نوشته: اگه ته‌دیگ قهوه‌ای کمرنگ دوست دارین نیم ساعت، قهوه‌ای پررنگ 45 دقیقه و قهوه‌ای تیره یک ساعت صبر کنین و بعد پلوپز رو خاموش کنین!

می‌ریم تو مغازه می‌پرسیم آقا شارژ دوتومنی ایرانسل چند؟

صندوق پیشنهادات و انتقادات گذاشتن تو بیمارستان، پره پوله.

مدیر باغ وحش پارک ارم تهران گفته مرگ ببر سیبری ممکن است ناشی از مصرف «گوشت خر» باشد. یعنی ما از ببر هم پوست کلفت‌تریم؟!

زنگ زدم ۱۳۴ (سامانه هوا گو) برای هواشناسی، میگه هوا هم اکنون صاف تا قسمتی ابری همراه با افزایش ابر، وزش باد و گردوغبار، با بارش پراکنده برف و باران و مه صبحگاهی.

ماشین صفر رو از کمپانی تحویل گرتیم، تا برسیم پمپ بنزین، بنزینش تموم شد؛

رفتم کلانتری میگم گوشیم رو گم کردم. میگه کجا گم گردی؟ میگم پارک. میگه چرا رفتی پارک؟؟؟؟

دختر 11 ساله به مامانش میگه: "آخه تو از عشق چی می‌دونی؟"،

ساعت ۶ صبح از ایرانسل اس‌ام‌اس اومده: با شارژ ۹۰۰۰ تومان دیگر، برنده‌ی ۲۱۰ تومان شارژ هدیه خواهید شد!

دانشگاه می‌زنن شروع سال تحصیلی یک مهر، استاداش بیست مهر میان، دانشجوهاش یه ماه بعدش!

آمار جراحی بینی انجام شده در تهران 23 برابر کل قاره آسیا است،

با هر کی دوست می‌شیم، همون هفته تولدشه.

پوشک‌ِ بچه از غذایِ بچه گرون‌تره!

یه میلیون وام میخوایم بگیریم، میگن ده میلیون پول باید تو حسابت باشه!

مسئول خوابگاه میگه چرا دیر اومدی؟ میگم کلاس زبان بودم مامانم در جریان هست. میتونین زنگ بزنین بپرسین.. میگه از کجا معلوم؟ شاید خودت و مامانت از قبل با هم هماهنگ کرده باشین!!!

اس‌ام‌اس خالی ارسال می‌کنی انگلیسی حساب می‌کنن،

همین روزهاست که گداها با یه دستگاه کارت‌خوان بیفتن دنبالمون!

دزدگیر ماشینمو دزدیدن!

طرف سر هیچ‌کدوم از کلاس‌های دانشگاه نمیره اما هر ترم سر کلاس تنظیم خانواده بدون غیبت حاضر می‌شه!

یارو دیگه تو خیابون نون جلو پاش میبینه بوس نمیکنه بزاره کنار، برمیداره میخوره


+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 اردیبهشت1390ساعت 11:51  توسط vahid | 

 

یک روز مردی پیش دکتر روانپزشک رفت و از او خواست دوایی برای افسردگی اش تجویز کند.روانپزشک گفت:به تو پیشنهاد میکنم به سیرک شهر بروی زیرا در آنجا دلقکی هست که همه مردم شهر را میخنداند.اگر برنامه های او را ببینی آنقدر می خندی که دیگر هیچ وقت احساس افسردگی نمیکنی! مرد آهی کشید و رفت.اما روانپزشک هیچ گاه نفهمید که آن مرد همان دلقک شهرش بود.

 

 


+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 فروردین1390ساعت 11:2  توسط vahid | 
« چو هرگز نیابی نشانی ز شوی
ز گهواره تا گور دانش بجوی! »

 

*در تار عنكبوتی گیر كردم كه عنكبوتش سیر است...

 

* دنبال واژه مباش ...

كلمات فريبمان  مي دهند ...

وقتي اولين حرف الفبا كلاه بر سرش برود فاتحه كلمات  ديگر را بايد خواند

 

*

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 فروردین1390ساعت 17:38  توسط vahid | 
کسی آیا صاحب این  تصویر رو میشناسه


جالب است بدانید در صورت‌های زیبا، یک نسبت طلایی بین اجزای مختلف آن چهره وجود دارد که بسیاری از دانشمندان این نسبت را کشف کرده اند.

نفرتیتی یکی از مصریان باستان است که صورتش به زیبایی شهرت داشته است. او بین سال‌های 1350 تا 1370 قبل از میلاد در مصر زندگی می‌کرد. جالب است بدانید که چهره او پس از 3200 سال هنوز هم جزو چهره‌های زیبا به شمار می‌رود. متخصصان جراحی پلاستیک یک ماسک را طراحی کرده‌اند که در آن تناسب اجزای صورت کاملا طراحی شده است. محققان می‌گویند اگر این ماسک بر صورت کسی تطابق کامل پیدا کند، آن صورت چهره‌ای متناسب و زیبا به شمار می‌رود.  محققان این ماسک را بر صورت (نفرتی تی)  تطابق داده‌اند و مشاهده کرده‌اند که زیبایی زمان نمی‌شناسد.

نفرتیتی همسر کبیر شاهانه (همسر اصلی) فرعون مصری آخناتون بود . او و همسرش به خاطر یکتاپرستی و تبدیل دین در تاریخ فراعنه اشتهار دارند. نفرتیتی همچنین در تاریخ مصر به خاطر زیبائیش شناخته شده‌است.

تندیس نفرتیتی، که معروف‌ترین تندیس مربوط به مصر باستان است، در موزه مصرشناسی برلین نگاه‌داری می‌شود. در مارس ۲۰۰۹ با سی‌تی‌اسکن این تندیس مشخص شد که یک مجسمه دیگر در داخل آن قرار دارد که چهره نفرتیتی را به گونه‌ای متفاوت، با جزئیات بیشتر و با زیبایی کمتری تجسم کرده‌است.

لودویگ بورشارت، مصرشناس مشهور آلمانی در حفاری‌های سال ۱۹۱۲ میلادی، تندیس نفرتیتی، ملکه مصر باستان را کشف کرد.و آن را به آلمان فرستاد



+ نوشته شده در  شنبه 16 بهمن1389ساعت 1:47  توسط vahid | 
پرفروش‌ترين رمان‌هاي ايراني در 14 سال اخير هستند

47 كتاب در زمينه ادبيات داستاني در 14 سال گذشته بيش از 10نوبت چاپ داشته‌اند.در اين فهرست، رمان‌هاي «بامداد خمار»، «چراغ‌ها را من خاموش مي‌كنم» و «دالان بهشت» از سه نويسنده زن، پرفروش‌ترين رمان‌هاي ايراني در 14 سال اخير هستند.

به گزارش خانه كتاب از این پنج نویسنده پر طرفدار ادبیات داستانی ایران، تاكنون پرفروش ترین آثار داستانی با تیراژی بسیار فراتر از حد موسوم داستان نویسی به اصطلاح جدی در ایران به چاپ رسیده است :Dو مجموع دفعات انتشار سه كتاب بامداد خمار نوشته فتانه حاج سید جوادی (38 چاپ)، چراغ ها را من خاموش می كنم نوشته زویا پیرزاد (22 چاپ) و دالان بهشت نوشته نازی صفوی (22 چاپ) به تنهایی به بیش از 80 بار می رسد.:-o جالب این كه هر سه كتاب نخست پرفروش در ایران از نویسندگان زن است.:)>- اما پس از این سه اثر كه هر كدام بیش از 20 بار تجدید چاپ شده اند.
خبرگزاری ایسنا بر پایه گزارش شورای بررسی و سیاستگذاری ادبیات داستان وزارت فرهنگ، 44 كتاب دیگر را كه بیش از 10 بار به چاپ رسیده اند، فهرست كرده است:
1.باغ مارشال.... حسن كریم پور (20)
2.پریچهر ....مرتضی مؤدب پور (18)
3.وجدان... محمود حكیمی (18)
4.یاسمین ....مرتضی مؤدب پور (18)
5.شب سراب.... ناهید پژواك (17)
6.چهارده داستان.... علی حجتی كرمانی (16)
7.حریم عشق.... رؤیا خسرونجدی (16)
8.بار دیگر شهری كه دوست می داشتم ....نادر ابراهیمی (15)
9.پنجره.... فهیمه رحیمی (15)
10.سووشون سیمین دانشور (15)
11.قصه های مجید هوشنگ مرادی كرمانی (15)
12.اصیل آباد رضا رهگذر (14)
13.شازده احتجاب هوشنگ گلشیری (14)
14.عزاداران بیل غلامحسین ساعدی (14)
15.گلی در شوره زار... نسرین ثامنی (14)
16.یلدا.... مرتضی مؤدب پور (14)
17.بانوی جنگل.... فهیمه رحیمی (13)
18.تاوان عشق.... فهیمه رحیمی (13)
19.دلاور زند نظمی (13)
20.شیرین.... مرتضی مؤدب پور (13)
21.عروس سیاهپوش... نسرین ثامنی (13)
22.كلیدر ......محمود دولت آبادی (13)
23.گستره محبت ...نسرین قدیری (13)
24.اتوبوس.... فهیمه رحیمی (12)
25.دایی جان ناپلئون ....ایرج پزشكزاد (12)
26.سهم من ...پرینوش صنیعی (12)
27.عادت می كنیم ....زویا پیرزاد (12)
28.قصه پرماجرای یوسف و زلیخا.... محمد تمدن (12)
29.گرداب سكندر... رضا رهگذر (12)
30.آشیانه عقاب.... زین العابدین مؤتمن (11)
31.بادهای خزان ....محمدرضا بایرامی (11)
32.بازگشت به خوشبختی ....فهیمه رحیمی (11)
33.بی سرپرستان .....قدسی نصیری (11)
34.پرواز به سوی پاكی ...مهدی مشایخی (11)
35.ثریا در اغما..... اسماعیل فصیح (11)
36.داستان باستان... محمدحسن شیرازی (11)
37.دل كور.... اسماعیل فصیح (11)
38.روی ماه خداوند را ببوس.... مصطفی مستور (11)
39.زخم خوردگان تقدیر..... فهیمه رحیمی (11)
40.شوهر آهوخانم ....علی محمد افغانی (11)
41.ماندانا (ادامه پنجره) ....فهیمه رحیمی (11)
42.مدیر مدرسه ....جلال آل احمد (11)
43.نوبت عاشقی... محسن مخملباف (11)
44.نیمه غایب  .. حسین سناپور (11)

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
همچنین كتاب هایی كه بیش ترین نوبت چاپ را در سال به خود اختصاص داده اند، به این ترتیب هستند:
پنج نوبت چاپ در سال: عادت می كنیم و چراغ ها را من خاموش می كنم
چهار نوبت چاپ در سال: سهم من
سه نوبت چاپ در سال: بامداد خمار ، دالان بهشت ، پریچهر ، یاسمین، یلدا و شیرین
دو نوبت چاپ در سال: باغ مارشال ، شب سراب ، حریم عشق ، روی ماه خدا را ببوس و ماندانا
یك نوبت چاپ در سال: نیمه غایب ، بی سرپرستان ، گستره محبت ، كلید ، بانوی جنگل ، گلی در شوره زار ، پنجره، بار دیگر شهری كه دوست می داشتم، شازده احتجاب و
قصه های مجید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 20 آذر1389ساعت 12:0  توسط vahid | 

قدرت فراري! (عكس)

چه اتفاقي براي راننده ميافته اگر يک فراري با سرعت بيش از 320 کيلومتر بر ساعت به يک تيرک بخوره؟!

جواب : هيچي!!

مرد فقط چند خراش سطحي (از کمربند) برداشته بود، فقط همين!!

ضرر = 1.3 ميليون دلار

ليست انتظار براي يکي ديگه = 2 سال

قدرت فراري! (عكس)| HiPersian.Com

راننده داره با مأمور پليس صحبت مي کنه، درست بعد از سانحه!!

قدرت فراري! (عكس)| HiPersian.Com

قدرت فراري! (عكس)| HiPersian.Com

قدرت فراري! (عكس)| HiPersian.Com

قدرت فراري! (عكس)| HiPersian.Com

به اتاقک راننده نگاه کنيد ... هيچ خرابي محسوسي وجود نداره!

قدرت فراري! (عكس)| HiPersian.Com

موتور در قسمت عقب خودرو قرار داره بنابراين راننده در سرعتهاي بالا لِه نميشه!

قدرت فراري! (عكس)| HiPersian.Com

قدرت فراري! (عكس)| HiPersian.Com

بله! اين است قدرت فراري!

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 آبان1389ساعت 17:7  توسط vahid | 

کارو دِردِریان (زاده: ۱۳۰۴، همدان - مرگ: چهارشــنبه هــجدهم جولای ۲۰۰۷ ، کالیفرنیای آمریکا) نویسنده و شاعر ایرانی


کارو متولد شهر همدان است. اما در بروجرد و اراک نیز زندگی کرده است.[۱]آنها بعد مرگ پدر مدتی را در مراغه و تبریز می‌گذرانند و مدتی بعد به تهران کوچ می‌کنند. کارو از نسل نخست شاعران نیمایی است[۲].کارو یک‌بار ازدواج کرد و از همسرش جدا شد. او سه فرزند دارد دو دختر و یک پسر. رمی، ربکا و رنه[۳].


ویگن خواننده ایرانی نیز برادر وی بود.او با برادرش ویگن رابطهٔ بسیار صمیمانه‌ای داشته است.

کارو ویگن در کنار هم

کتاب‌ها

 

شب است و ماه می رقصد ستاره نقره می پاشدنسیم پونه و عطر شقایق ها ز لبهای هوس الود زنبق های وحشی بوسه می چیند و من تنهای تنهایم در این تاریکی شب
خدایم آه خدایم صدایت میزنم بشنو صدایم
از زبان کارو فریادت دهم٬ اگرهستی برس به دادم!

خداوندا! اگر روزی از عرشت به زیر آیی
و لباس فقر بپوشی
و برای لقمه نانی غرورت را به پای نامردان بشکنی

زمین و آسمانت را کفر میگویی٬ نمیگویی؟

خداوندا اگر در روز گرماگیر تابستانی
تن خسته خویش را بر سایه دیواری
به خاک بسپاری
اندکی آنطرف تر کاخ های مرمرین بینی

زمین و آسمانت را کفر می گویی٬ نمی گویی؟!
خداوندا اگر با مردم آمیزی
شتابان در پی روزی
ز پیشانی عرق ریزی
شب آزرده و دل خسته
تهی دست و زبان بسته
بسوی خانه باز آیی
زمین و آسمانت را کفر می گویی٬ نمی گویی؟!
خدایا ! خالقا ! بس کن جنایت را
بس کن تو ظلمت را
تو در قرآن جاویدت هزاران وعده دادی
تو خود گفتی که نا مردمان بهشت را نمیبینند
ولی من با دو چشم خویشتن دیدم
که نا مردمان ز خون پاک مردانت هزاران کاخ میسازند
خدایا ! خالقا ! بس کن جنایت را
بس کن تو ظلمت را

تو خود گفتی اگر اهرمن شهوت
بر انسان حکم فرماید تو او را با صلیب عصیانت
مصلوب خواهی کرد
ولی من با دو چشم خویشتن دیدم
پدر با نورسته خویش گرم میگیرد
برادر شبانگاهان مستانه از آغوش خواهر کام میگیرد
نگاه شهوت انگیز پسر دزدانه بر اندام مادر می لرزد
قدم ها در بستر فحشا می لغزد

خدایا ! خالقا ! بس کن جنایت را
بس کن تو ظلمت را
تو خود سلطان تبعیضی
تو خود فتنه انگیزی
اگر در روز خلقت مست نمیکردی
یکی را همچون من بدبخت یکی را بی دلیل آقا نمیکردی
جهانی را اینچنین غوغا نمیکردی

هرگز این سازها شادم نمیسازد
دگر آهم نمیگیرد
دگر بنگ باده و تریاک آرام نمیسازد
شب است و ماه میرقصد
ستاره نقره می پاشد
من اما در سکوت خلوتت آهسته میگریم
اگر حق است زدم زیر خدایی....!!!
خدایا ! خالقا ! بس کن جنایت را
بس کن تو ظلمت را
خداوندا تو می گفتی زنا زشت است و من دانم که عیسی زاده طبع زنا زاد خداوندیست.
خدایا ! خالقا ! بس کن جنایت را
بس کن تو ظلمت را
زین سپس با دگران عشق و صفا خواهم کرد همچو تو یکسره من ترک وفا خواهم کرد
زین سپس جای وفا چو تو جفا خواهم کرد ترک سجاده و تسبیح و َردا خواهم کرد
گذر از کوی تو چون باد صبا خواهم کرد
هرگز این گوش من از تو سخن حق نشنید مردمان گوش به افسانهَ زاهد ندهید
داده از پند به من پیر خرابات نوید کز تو ای عهد شکن این دل دیوانه رمید
شِکوه زآین بدت پیش خدا خواهم کرد
درس حکمت همه را خواندم و دیدم به عیان بهر هر درد دوایی است دواها پنهان
نسخهَ درد من این بادهَ ناب است بدان کز طبیبان جفا جوی نگرفتم درمان
زخم دل را میِ ناب دوا خواهم کرد
من که هم می خورم و دُردی آن پادشهم بهتر آنست که اِمشب به همانجا بروم
سر خود بر در خُمخانهَ آن شاه نهم آنقدر باده خورم تا زغم آزاد شوم
دست از دامن طناز رها خواهم کرد
خواهم از شیخ کشی شهره این شهر شوم شیخ و ملاء و مُریدان همه را قهر شوم
بر مذاق همه شیخان دغل زهر شوم گر که روزی زقضا حاکم این شهر شوم
خون صد شیخ به یک مست روا خواهم کرد
زکم و بیش و بسیار بگیرم از شیخ وجه اندوخته و دینار بگیرم از شیخ
آنقدر جامه و دستار بگیرم از شیخ باج میخانهَ اَمرار بگیرم از شیخ
وسط کعبه دو میخانه بنا خواهم کرد
وقف سازم دو سه میخانهَ با نام و نشان وَندَر آنجا دو سه ساقی به مهروی عیان
تا نمایند همه را واقف ز اسرار جهان گِرد هر چرخ به من مهلتی ای باده خواران
کف این میکده ها را زعبا خواهم کرد
هر که این نظم سرود خرٌم و دلشاد بُود خانهَ ذوقی و گوینده اش آباد بُود
انتقادی نبود هر سخن آزاد بُود تا قلم در کف من تیشهَ فرهاد بُود
تا ابد در دل این کوه صدا خواهم کرد

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 آبان1389ساعت 15:42  توسط vahid | 
تولد یک سالگی وبلاگم رو به همه تبریک می گم. اشاله ۱۰۰سال دیگه  پا برجا باشه. 

 
+ نوشته شده در  شنبه 8 آبان1389ساعت 17:20  توسط vahid | 
عکس های منتخب روز

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 آبان1389ساعت 11:1  توسط vahid | 
معرفی چند اختلال شایع روانپزشکی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 11 مهر1389ساعت 13:15  توسط vahid | 
آن ۳۳ نفر!
آن ۳۳ نفر!
به شما قول می‌دهم که حداکثر تا دو سه سال بعد، هالیوود فیلمی با عنوان «۳۳ نفر» نمایش خواهد داد! از کجا می‌دانم؟!

خوب اگر این پست را تا آخر بخوانید، شما هم تصدیق خواهید کرد که چنین داستان شگفت انگیزی یا حاشیه های جالبش واقعا سوژه خوبی برای فیلم شدن است.

حدود یک ماه پیش، یعنی در پنجم آگوست، یک معدن در شیلی دچار حادثه شد و ریزش کرد، این معدن مس و طلا در نزدیکی سن خوزه قرار دارد. در نتیجه این حادثه ۳۳ نفر از معدنچیان گرفتار شدند. ۳۲ نفر از آنها شیلیایی بوند و یک نفر هم اهل بولیوی بود.

عملیات نجات شروع شد، اما تا روز هفدهم هیچ نتیجه ای در برنداشت، در این زمان تیم نجات با کمال تعجب صدای ضربه های چکش را روی یک مته حفاری شنیدند، ساعاتی بعد وقتی مته بیرون کشیده شد، کاغذی را دیدند که روی مته چسبانده شده بود، روی کاغذ نوشته شده بود: «هر ۳۳ نفرمان در پناهگاه، خوب هستیم.» معلوم شد که معدنچی ها زنده و سالم در عمق ۷۰۰ متری زمین گرفتار شده اند.

خبر زنده بودن آنها، آنقدر مهم بود که سباستین پینه را -رئیس جمهور شیلی- شخصا در محل حاضر شد و نوشته را به رسانه ها نشان داد. بلافاصله همه شیلی این پیروزی را جشن گرفت.

آن ۳۳ نفر! | HiPersian.com

معدنچیان، شانس آورده بودند که کانال های هوارسانی در جریان ریزش مسدود نشده بود، خوشبختانه آنها در این ۱۷ روز ذخیره کافی آب در اختیار داشتند، اما از لحاظ غذا در مضیقه بودند، و در این مدت هر کدام ۱۰ کیلوگرم وزن کرده بودند. هوای پایین گرم بود و آنها مجبور شده بودند، برهنه شوند، اما خوشبختانه نشت گازهای سمی ای مثل متان جان آنها را تهدید نکرده بود.

آن ۳۳ نفر! | HiPersian.com

پس تیم نجات باید تا عملی کردن عملیات نهایی نجات، راه عاجلی برای زنده نگاه داشتن معدنچیانی که در عمق ۷۰۰ متری زمین گرفتار شده بودند، پیدا می کرد. بنابراین آنها در مرحله نخست کانال های باریکی حفر کردند تا از طریق آنها، غذا و تجهیزات ضروری را به پایان بفرستند. این کار هم یک هفته وقت گرفت.

وسیله فلزی ای به طول ۱٫۶ متر که ظاهری شبیه موشک داد، وظیفه حمل و نقل غذا در این کانال ها را بر عهده دارد. برای ارسال غذا، هر بار باید یک ساعت وقت صرف شود.

غذای ارسالی برای آنها در روزهای اول تنها شامل ژل های غذایی غنی شده، ویتامین، قرص های گلوکز و شیر غنی از پروتئین بود، اما بعد از روز، غذای گرم هم برای آنها ارسال شد. برای معدنچیان دارو هم فرستاده می شود چرا که یکی از معدنچیان، مبتلا به دیابت است و دیگری ناراحتی ریوی به نام سیلیکوزیس دارد.

آن ۳۳ نفر! | HiPersian.com

از طریق کانال های باریک ارتباطی که بعضی ها به آنها لقب «بند ناف» هم داده اند، فیبرهای نوری هم به پایین فرستاده شده اند تا معدنچی ها بتوانند ارتباط ویدئویی با دنیای خارج داشته باشند. البته آنها می توانند از طریق نامه هم با آشنایان خود ارتباط تماس برقرار کنند.

اشتهار و حاشیه های ناخواسته!

اما دردسر این ۳۳ نفر، آنها را مشهور هم کرده است، آنها دیگر جزئی از شوی واقعی تلویزیونی یا reality TV show شده اند. توجه همه رسانه ها به آنها جلب شده است، طوری که شبکه ABC مدتهاست که گروهی خبرنگار در بیرون معدن مستفر کرده است تا برایش گزارش روزانه ارسال کنند. مردم همه دنیا توجه زیادی به این واقعه دارند، حتی اگر در فیس بوک جستجو کنید، می توانید گروه های مربوط به این معدنچیان را بیابید. پاپ ببندکیت هم شخصا برای آنها دعا کرد است.

آن ۳۳ نفر! | HiPersian.com

رسانه های دیگر هم سعی می کنند، با برجسته کردن حاشیه ها تیراژ خود را بالا ببرند. مثلا بعد از مدتی معلوم شد که یکی از معدنچیان یک فوتبالیست بازنشسته است که در جریان بازی های انتخابی المپیک ۱۹۸۴ لوس آنجلس تیم ملی کشورش را همراهی می کرده است.

اما در میان معدنچیان، یکی از آنها به نام «یونی باریوس» بیش از همه در مرکز توجه قرار گرفته است. این توجه رسانه ای روی او، به دو دلیل صورت گرفته است:

باریوس ۵۰ ساله، در جوانی علاقه داشت پزشک شود و حتی بعد از عدم موفقیت این علاقه را با خواندن متون پزشکی در خود حفظ کرد. به خاطر دانش ابتدایی او از امورات پزشکی، خیلی از کارهای پزشکی مربوط به گروه به او سپرده شده است. مثلا او بود که اعضای گروه را واکسن زد و همچنین اوست که نمونه خون از معدنچیان می گیرد تا برای آزمایش به بالا فرستاده شوند.

اما دلیل مهم تر و جالب تر اشتهار آقای باریوس، دردسری است که چند ماه بعد، گریبان او را بعد از نجات یافتن خواهد گرفت! قضیه از این قرار است که یک روز، وقتی همسر باریوس در محل معدن حاضر شده بود و برای نجات شوهرش دعا می کرد، متوجه شد، زن دیگری هم نام همسرش را زمزمه می کند. اینجا بود که وی فوری مطلب را پی گرفت و متوجه شد، وی معشوقه شوهرش است. این قضیه بلافاصله در روزنامه های تابلویید، بازتاب پیدا کرد. شاید باریوس تنها معدنچی ای باشد که عجله ای برای نجات نداشته باشد!

عملیات اصلی نجات:

برای نجات معدنچی ها، باید کانالی به قطر ۷۵ سانتیمتر در دل صخره های سخت به درازای ۷۰۰ متر حفر شود. این کار اصلا ساده نیست و با مشکلات فنی زیادی همراه است و تخمین زده می شود ۳ تا ۴ ماه طول بکشد. بعد از حفر شدن کانال نجات، از طریق بالابرهای هیدرولیکی که در آفریقای جنوبی تولید شده است، اعضای گروه نجات داده می شوند. نجات هر نفر نیم ساعت طول خواهد کشید. برای احتیاط دو پروژه نجات هم به طور موازی در حال اجرا شدن هستند.

آن ۳۳ نفر! | HiPersian.com

آن ۳۳ نفر! | HiPersian.com

اهمیت پزشکی این حادثه:

اما از دید پزشکی هم گرفتاری این معدنچیان جالب است. آنها بر علیه کزاز، دیفتری، آنفلوانزا و پنومونی واکسینه شده اند تا در این وانفسا دچار بیماری نشوند.

اما عمده خطری که آنها را دنبال می کند، مشکلات روانی است. در پنج نفر از معندچی ها، نشانه های افسردگی مشاهده شده است که علایم آن به صورت تغذیه ناکافی و عدم تمایل برای حضور جلوی دوربین است.

مشکل این معدنچیان را می توان مشابه فضانوردان در مأموریت های طولانی، سرنشینان زیردریایی ها، زندانی ها، دانست.

از آنجا که دانشمندان سازمان فضایی آمریکا -ناسا- در این زمینه تحقیقات زیادی کرده اند و صاحب تجربه هستند، از آنها تقاضا شد که کمک کنند. یک تیم چهار نفره از این دانشمندان از محل بازدید کرد و توصیه هایی سودمندی مثل تنظیم چرخه خواب و بیداری، انجام ورزش روزانه و مصرف ویتامین D و تنظیم وزن کرد. معدنچی ها باید مواظب باشند که اضافه وزن پیدا نکنند، چون کانال های نجات آنها بسیار باریک است و تنها ۷۵ سانتیمتر قطر دارد!

در عین حال باید اسباب سرگرمی آنها هم با MP3 پلیر، جدول و کتاب مهیا شود. جالب است بدانید که شرکت سونی تعدادی PSP در اختیار این معدنچی ها قرار داده است!

بررسی این حادثه از لحاظ شناخت اثرات استرس و انزوای طولانی مدت روی سلامت و کارکرد روانی انسان ها سودمند است

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 مهر1389ساعت 10:37  توسط vahid | 
های پرشین دات کام
+ نوشته شده در  یکشنبه 4 مهر1389ساعت 10:31  توسط vahid | 
داستان - داستانهای طنز کوتاه

در لوس آنجلس آمریكا، آرایشگری زندگی می‌كرد كه سالها بچه‌دار نمی‌شد. او نذر كرد كه اگر بچه‌دار شود، تا یك ماه سر همه مشتریان را به رایگان اصلاح كند. بالاخره خدا خواست و او بچه‌دار شد! روز اول یك شیرینی فروش ایتالیائی وارد مغازه شد. پس ازپایان كار، هنگامیكه قناد خواست پول بدهد، آرایشگر ماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه‌اش را باز كند، یك جعبه بزرگ شیرینی و یك كارت تبریك و تشكر از طرف قناد دم در بود. روز دوم یك گل فروش هلندی به او مراجعه كرد و هنگامی كه خواست حساب كند، آرایشگرماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه‌اش راباز كند، یك دسته گل بزرگ و یك كارت تبریك و تشكر از طرف گل فروش دم در بود. روز سوم یك مهندس ایرانی به او مراجعه كرد. در پایان آرایشگرماجرا را به او گفت و از گرفتن پول امتناع كرد. حدس بزنید فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه‌اش را باز كند، با چه منظره‌ای روبروشد؟ فكركنید.


.

.

.

.

.

.

.

.

.

.
چهل تا ایرانی، همه سوار بر آخرین مدل ماشین، دم در سلمانی صف كشیده بودند و غر می‌زدند كه پس این مردك چرا مغازه‌اش را باز نمی‌كند

+ نوشته شده در  سه شنبه 31 فروردین1389ساعت 9:47  توسط vahid | 
در ادامه ی مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 10 فروردین1389ساعت 10:44  توسط vahid | 
۱۲۳

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 23 اسفند1388ساعت 17:27  توسط vahid | 

من هلاک تو و خاک زیر پاتم، توپولف

 

من هلاک تو و  خاک زیر پاتم،  توپولف!

من زمین خورده‌ی جعبه ی سیاتم، توپولف!

کشته‌ی تیپ زدن و قـدّ و بالاتم، توپولف!

مرده‌ی ریپ زدن و ناز و اداتم،  توپولف!

قربـون اون نوسانــات صداتم،  توپولف!

یه کلوم ختم کلــوم بنده فداتم،  توپولف!

من هواپیما ندیدم اینجوری ناز و ملــوس

می‌پری  پر می زنی  روی هوا  عین خروس!

بذار ایرباس واست عشوه بیاد- دراز لوس-

بدگِلا چش ندارن ببیننت،  خوشگل روس!

قربون چشات برم، محــو نیگاتم ،  توپولف

یه کلوم ختم کلــوم بنده فداتم،  توپولف!

مـــا رو می‌بری نقـــاط دیدنی  وقت فرود

گاهی وقتا سر کـــــوه و گاهی وقتا  ته رود

می فرستن همه  تا سه روز  به روحمون  درود

می خونه مجری سیما  واسمون شعر و سرود

چرا ماتم می گیرن ، مبهوت و ماتم  توپولف!

یه کلــوم ختم کلــوم بنده فداتم،  توپولف!

وقتی عشقت می‌کشه گاهی با کلّه می شینی

به جـــــای باند فرود، توی محلّه می شینی

یا می‌ری تــــوی ده و  رو سر گلّه  می شینی

زودی مشهور می‌شی،  رو جلد  مجلّه می شینی

پی گیر عکســــــا و تیتر  خبراتم  توپولف!

یه کلــوم ختم کلــوم بنده فداتم،  توپولف!

می خوام از خدا که یک لحظه نشم از تو جدا

چونکه وقتی باهاتم  هی می کنم  یـــــاد خدا

بدون نذر و نیـــاز  بــــــا تو پریدن ،   ابدا!

می کنم بعد فرود  تمــــوم  نذرامـــــو   ادا

واســه جنّت   بلیتت گشتــــه  براتم،   توپولف!

یه کلـــوم ختم کلــوم بنده فداتم،   توپولف!

تو که هی  رفیقــــای ایرونیتو  یاد می کنی

کی میگه  تــــو  انبارای روسیه  باد می کنی؟

ما رو پیک نیک می بری،  سقوط آزاد  می کنی

خدا شــــادت بکنه ،  روحمونو  شاد میکنی

بری تا اون سر  اون دونیا(!) باهاتم،  توپولف!

یه کلــوم ختم کلــوم بنده فداتم،   توپولف!

 

لطفا کسی ندزده شعرو این هفته برای استاد ادبیات میخوام بخونم البته خودمم از یکی کش رفتم ولی دزدی از دزد براتون سخته

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 بهمن1388ساعت 17:46  توسط vahid | 
 
 
به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد
و به مجنون و به لیلا شدنش می ارزد

 

دفتر قلب مرا واكن و نامی بنویس
سند عشق به امضا شدنش می ارزد

 

گر چه من تجربه ای از نرسیدن هایم
كوشش رود به دریا شدنش می ارزد

 

كیستم؟ باز همان آتش سردی كه هنوز
حتم داردكه به احیا شدنش می ارزد

 

با دو دست تو فرو ریختن دم به دمم
به همان لحظه برپا شدنش می ارزد

 

دل من در سبدی عشق به نیل تو سپرد
نگهش دار به موسی شدنش می ارزد

 

سالها گر چه كه در پیله بماند غزلم
صبر این كرم به زیبا شدنش می ارزد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 بهمن1388ساعت 8:8  توسط vahid | 
جایزه بهترین عکس حیات وحش بریتانیا پس گرفته شد

 

داوران یک جایزه معتبر عکاسی در بریتانیا، جایزه خود را به دلیل "ساختگی بودن" عکس حیات وحش سال از عکاس آن پس گرفتند.
داوران مسابقه عکس های حیات وحش که هرساله از سوی مجله حیات وحش بی بی سی و موزه تاریخ طبیعی بریتانیا برگزار می شود، خوزه لوئیس رودریگز را که به عنوان "عکاس حیات وحش " سال ۲۰۰۹ برگزیده شده بود،" فاقد صلاحیت " دریافت این جایزه اعلام کردند.
این تصمیم در پی کشف این مسئله بود که گرگی که در عکس او دیده می شود " یک گرگ تربیت شده است و در محیط طبیعی زندگی اش نبوده است".
بر اساس بیانیه برگزار کنندگان این مسابقه، آقای رودریگز این موضوع را قویا تکذیب کرده است.
کارشناسان می گویند که گرگی که درعکس دیده می شود، احتمالا حیوانی تربیت شده به نام "اوسیان" است که در یک پارک حیات وحش در نزدیکی مادرید نگهداری می شود و برای عکاسی اجاره شده است.
عکس آقای رودریگز که گرگی را درحال پریدن به تصویر کشیده است، از میان ۴۳ هزار عکس رسیده به این مسابقه انتخاب شده بود.
مهم ترین شرط برای شرکت کنندگان در این مسابقه عکاسی این است که عکس هایشان در شرایط کاملا طبیعی گرفته شود.
مارک کارواردین، عکاس طبیعت و داور این مسابقه به بی بی سی گفت: "ما از آقای رودریگز سلب صلاحیت کرده ایم و او برای تمام عمرش حق شرکت دوباره در این مسابقه را ندارد. به نظرم این می تواند پیام محکمی باشد."
او همچنین گفت: "خیلی ناراحت کننده است و می تواند ما را نسبت به عکس های فرستاده شده ای که خیلی خوب تر از آن به نظر می رسند که واقعی باشند، مشکوک تر کند."
اما او اضافه کرد که امیدوار است این موضوع باعث "تشویق به راستگویی" در چنین مسابقه هایی در آینده باشد.
خوزه لوئیس رودریگز، در تمام مراحل تحقیق به کلی موضوع را انکارکرده و گفته است که گرگ عکس او یک گرگ وحشی بوده است.
این عکس از نمایشگاه عکس حیات وحش سال که در حال حاضر در موزه تاریخ طبیعی لندن برگزار است، حذف خواهد شد.
این نخستین بار در تاریخ ۴۶ ساله این مسابقه است که کسی به عنوان عکاس سال معرفی نشده است

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 بهمن1388ساعت 11:8  توسط vahid | 
 

يک اگر با يک برابر بود

معلم پای تخته داد ميزد

 

صورتش از خشم گلگون بود

 

و دستانش به زير پوششی از گرد پنهان بود

 

 

ولی آخر کلاسيها

 

لواشک بين خود تقسيم می کردند

 

وآن يکی در گوشه‌ای ديگر «جوانان» را ورق می زد

 

 

برای اينکه بيخود های‌و هو می کرد و با آن شور بی‌پايان

 

تساويهای جبری را نشان می‌داد

 

با خطی ناخوانا بروی تخته‌ای کز ظلمتی تاريک

 

غمگين بود

 

 

تساوی را چنين بنوشت : يک با يک برابر است

 

 

از ميان جمع شاگردان يکی‌برخاست

 

هميشه


 

 يک نفر بايد بپاخيزد....

  

 

به آرامی سخن سر داد:

  

 

تساوی اشتباهی فاحش و محض است

 

نگاه بچه‌ها ناگه به يک سو خيره گشت و

 

معلم مات بر جا ماند

 

و او پرسيد : اگر يک فرد انسان ، واحد يک بود

 

آيا يک با يک برابر بود؟

 

سکوت مدهشی بود و سوالی سخت

 

معلم خشمگين فرياد زد آری برابر بود

 

و او با پوزخندی گفت:

 

اگر يک فرد انسان واحد يک بود

 

آنکه زور و زر به دامن داشت بالا بود و آنکه

 

قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت پايين بود؟

 

اگر يک فرد انسان واحد يک بود

 

آنکه صورت نقره گون ، چون قرص مه می‌داشت بالا بود

 

وآن سيه چرده که می ناليد پايين بود؟

 

اگر يک فرد انسان واحد يک بود

 

اين تساوی زير و رو می شد

 

حال می‌پرسم يک اگر با يک برابر بود

 

نان و مال مفتخواران از کجا آماده می‌گرديد؟

 

يا چه‌کس ديوار چين‌ها را بنا می‌کرد؟

 

يک اگر با يک برابر بود

 

پس که پشتش زير بار فقر خم می‌گشت؟

 

يا که زير ضربه شلاق له می‌گشت؟

 

یک اگر با يک برابر بود

 

پس چه‌کس آزادگان را در قفس می‌کرد؟

 

معلم ناله‌آسا گفت:

 

بچه‌ها در جزوه‌های خويش بنويسيد:

یک با یک برابر نیست...

  

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 بهمن1388ساعت 11:0  توسط vahid | 

لطيفه هاي روز درباره خوشه بندي ها

http://www.radsms.com/wp-content/uploads/2009/10/laugh-300x2851.jpg

خوشه بندی

در مراسم خواستگاری
مادر دختر: خوب آقا زاده به سلامتی تو خوشه چندن؟
مادر پسر: راستش اس ام اس زده گفتن خوشه3 ولی قراره اعتراض كنه بذارنش توخوشه2
مادر دختر: ما اصلا رسم نداریم داماد تو خوشه پایین تر از سه باشه، از الان گفته باشم...

درصف نانوایی
مشتری به شاطر: خدا بهت بركت بده شاطر!
شاطر: دعا كن تو خوشه یك بذارنم.

در اداره
كارمند خوش شانس به همكاران: آقایون خوشه سومی، حاجی تون تو خوشه یك رفته، خلاصه تعارف نكنین، پول مول خواستین درخدمتیم.

در آرایشگاه زنانه
شمسی خانم: شوهرم به اداره آمار اس ام اس زده، گفتن شما تو خوشه چهارین!
فخری خانم: این كه چیزی نیس. شوهر من اس ام اس زده به اداره آمار كه اگه واسه یارانه پول كم آوردین، عددشو بفرستین تا چكشو بكشم!

در پیاده رو
دستفروش: كوپن، بن كارمندی، عكس، پاسور، خوشه

 

 

پرداخت یارانه آغازشد 

لطفا به سایت www.vara gunm bgra.com  مراجعه فرمایید

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 بهمن1388ساعت 10:56  توسط vahid | 
عکس های جالب از سراسر کره خاکی

در ادامه ی مطلب

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 20 بهمن1388ساعت 10:52  توسط vahid | 
 
 
امروزه طوری شده که همه باید فشن شن .مده دیدگه
حالا شما این مرغ وخروس ها رو نگاه کنید

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 20 بهمن1388ساعت 10:49  توسط vahid | 
 

گران ترین شماره تلفن همراه ایران

شماره 09127777777 گران ترین شماره تلفن همراه ایران میباشد که که در مزاید های شماره های رند به قیمت 557 میلیون ریال فروخته شده است.

گران ترین شماره تلفن همراه ایران

همچنین در هشت دوره برگزاری این مزایده شماره 9122222222 به قیمت حدود 440 میلیون ریال و شماره 09123333333 به قیمت حدود 430 میلیون ریال به فروش رفته است .

شماره 09122345678 نیز با قیمت حدود 120 میلیون ریال به فروش رفته است.

موبایل

سری کامل کدهای نوکیا را در زیر میتوانید ببینید که احتمال این وجود دارد که بعضی از کدها بر روی بعضی از مدلهای نوکیا عملی نباشد.




#06#*
سریال نامبر گوشی را نشان میدهد ( IMEI )

#92702689#*
نمایش : سریال نامبر گوشی ، تاریخ ساخت ، تاریخ فروش ، تاریخ آخرین تعمیرات ( 0000 به معنای نداشتن تعمیر قبلی) برای خروج از این صفحه باید گوشی را خاموش و دوباره روشن کنید.

#3370*
با این کد شما از حالت EFR استفاده خواهید کرد که باعث میگردد از حداکثر کیفیت صدای گوشی برخوردار شوید اما در عوض مصرف باطری شما کمی بالاتر خواهد رفت

#3370#
حالت EFR را غیر فعال میسازد.

#4720#*
گوشی را در حالت کیفیت صدای پائین قرار میدهد و در عوض مصرف باطری شما درحدود 30 درصد کاهش میابد.

#4720#*
حالت قبل را غیر فعال میسازد.

#0000#* و یا #9999#*
ورژن سیستم عامل گوشی ، تاریخ ساخت نرم افزار ، و نوع فشرده سازی را نشان میدهد.

#30#*
شماره های محرمانه گوشی را نمایش میدهد.

#67705646#*
در گوشی های مدل 3310 و 3330 لوگوی شبکه را حذف میکند ( IR-TCI )

#73#*
تایمر گوشی و همچنین تمام امتیازات بدست آمده در بازی ها را Reset میکند.

#746025625#*
نمایش وضعیت سرعت clock سیمکارت گوشی. اگر گوشی شما دارای حالت SIM Clock Stop Allowed باشد به این معنا خواهد بود که گوشی شما میتواند درحالت کمترین میزان مصرف باطری درحالت Standby قرار بگیرد.


#2640#*
کد رمز فعلی گوشی را نشان میدهد. کد رمز گوشی در حالت عادی 12345 می باشد.

#7780#*
RESET گوشی یا همان بازگشت به حالت تنظیمات کارخانه ای است. مناسب برای زمانیکه گوشی هنگ کرده است . درواقع درایو C گوشی را ریست میکند ( ریست گوشی بدون حذف برنامه ها و دفترچه تلفن و اس ام اس ) بعد از وارد کردن این کد ، گوشی از شما تقاضای وارد کردن security code را خواهد داشت.

#7370#*
فرمت گوشی . مناسب برای زمانیکه گوشی بسیار زیاد هنگ کرده است. درواقع این کد درایو C گوشی را فرمت میکند و البته تمامی برنامه ها و فایلهای موجود بر روی این درایو از بین خواهند رفت . بعد از وارد کردن این کد ، گوشی از شما تقاضای وارد کردن security code را خواهد داشت.


روش مستقیم فرمت گوشی های اسمارت فون بدون نیاز به منوی گوشی:

اگر پسوورد ( security code ) گوشی قبلا تغییر داده شده است و آنرا نمی دانید و همچنین گوشی شما از سیستم عامل سیمبین ورژن7 استفاده می کند ( مثل 6600 و 7610 و 6620 و 6260 و 9500 و 9300 ) ابتدا گوشی را خاموش کرده و در حالیکه سه دگمه سبز ، * ، 3 را همزمان نگه داشته اید گوشی را روشن کنید و آنها را آنقدر نگه دارید تا کار فرمت آغاز بشود. دراین حالت از شما دیگر پسوورد خواسته نخواهد شد و مستقیما گوشی فرمت خواهد شد.

فرمت کارت حافظه گوشی:

به صورت safe mode گوشی را روشن کنید ( برای اینکار درحالیکه دگمه pen (مداد) را نگه داشته اید گوشی را روشن کنید البته درظاهر تفاوتی را مشاهده نخواهید کرد.) سپس این مسیر را در گوشی دنبال کنید : menu>>Extras>>Memory>>Format MEM.card

حالت safe mode برای شما بسیار مفید است. و در مواقعی که گوشی هنگ کرده و بالا نمی آید احتمالا به شما کمک می کند و باعث می شود گوشی بالا بیاید و بعد از آن بتوانید گوشی را درصورت تمایلتان فورمت و یا کار دیگری بر روی آن انجام دهید. درواقع کار آن همانند عمل safe mode ویندوز می باشد و در این حالت دیگر اکثر برنامه های کاربردی که در پشت صحنه همیشه در حال اجرا بودند ، دیگر اجرا نخواهند شد و به همین دلیل گوشی اصطلاحا به راحتی بالا می آید. که در گوشی های مختلف کمی متفاوت می باشد و در اسمارت فون ها اکثرا باید کلید خاصی را ( کلید ABC و یا PEN ) را نگه داشته و سپس گوشی را روشن کنید. تاکید می کنم که در حالت safe mode شما تغییری در ظاهر منوی گوشی نخواهید دید و همه چیز در پشت صحنه اتفاق افتاده است و یا بهتر بگویم از اتفاق افتادن آنها ( برنامه ها ) جلوگیری کرده است.

#43#*
کنترل حالت call waiting ( انتظار) گوشی.

#61#*
کنترل شماره ای که به عنوان divert در صورتیکه به تلفن پاسخ داده نشود ، تعیین گردیده است.

#62#*
کنترل شماره ای که به عنوان divert درصورتیکه شبکه دچار اشکال باشد ( آنتن نباشد ) تعیین گردیده است.

#67#*
کنترل شماره ای که به عنوان divert درصورتیکه گوشی اشغال باشد ، تعیین گردیده است.

#شماره*21**
divert به شماره مورد نظر در هر حالت.

#شماره*61**
divert به شماره موردنظر در حالت عدم پاسخ گوئی ( no Reply ) به تماس.

#شماره*67**
divert به شماره مورد نظر در حالت اشغال بودن گوشی ( on Busy )

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 بهمن1388ساعت 10:21  توسط vahid | 
عجیب ترین درخت های روی زمین


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 20 بهمن1388ساعت 10:13  توسط vahid | 
پنجاه راه بازی با اعصاب دیگران

1.
روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن


2.
سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زود تر راه بيفتند


3.
وقتي ميخواين برين دست به آب با صداي بلند به اطلاع همه برسونين


4.
وقتي از کسي آدرسي رو مي پرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين


5.
کرايه تاکسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون به صورت اسکناس هزاري پرداخت کنيد


6.
همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين


7.
جدول نيمه تموم دوستتون رو حل کنين


8.
روي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت پنجاه کيلومتر در ساعت حرکت کنين


9.
وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستند مرتب کانال رو عوض کنين


10.
از بستني فروشي بخواين که اسم پنجاه و چهار نوع بستني رو براتون بگه


11.
در يک جمع سوپ يا چايي رو با هورت کشيدن نوش جان کنين


12.
به کسي که دندون مصنوعي داره بلال تعارف کنين


13.
وقتي از آسانسور پياده ميشين دکمه هاي تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترک کنين


14.
وقتي با بچه ها بازي فکري مي کنين سعي کنين از اونها ببرين


15.

موقع ناهارتوي يک جمع جزئيات تهوع وگلاب به روتون استفراغي که چند روز پيش داشتين رو با آب و تاب تعريف کنين


16.
ايده هاي ديگران رو به اسم خودتون به کار ببرين


17.
بوتيک چي رو وادار کنيد شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهنهاشو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچ کدوم جالب نيست و سريع خارج بشين


18.
شمع هاي کيک تولد ديگران رو فوت کنين


19.
اگر سر دوستتون طاسه مرتب از آرايشگرتون تعريف کنين


20.
وقتي کسي لباس تازه مي خره بهش بگين خيلي گرون خريده و سرش کلاه رفته


21.
صابون رو هميشه کف وان حموم جا بذارين


22.
روي ماشينتون بوقهاي شيپوري نصب کنين


23.
وقتي دوستتون رو بعد ازيه مدت طولاني مي بينين بگين چقدر پير شده


24.
وقتي کسي در جمعي جوک تعريف مي کنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود


25.
چاقي و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش يادآوري کنين


26.
بادکنک بچه ها رو بترکونين


27.
مرتب اشتباه لغوي و گرامري ديگران هنگام صحبت رو گوشزد کنين و بهش بخندين


28.
وقتي دوستتون موهاي سرش رو کوتاه ميکنه بهش بگين موي بلند بيشتر بهش مي ياد


29.
بچه جيغ جيغوي خودتون رو به سينما ببرين


30.
کليد آپارتمان طبقه سيزدهم تون رو توي ماشين جا بذارين و وقتي به در آپارتمان رسيدين يادتون بياد! ﴿اين راه هم جنبه هايي از مازوخيسم در بر داره


31.
ايميل هاي فورواردي دوستتون رو هميشه براي خودش فوروارد كنين


32.
توي كنسرتهاي موسيقي بزرگ و هنري ، بي موقع دست بزنين


33.
هر جايي كه مي تونين ، آدامس جويده شده تون رو جا بذارين! ﴿توي دستكش دوستتون بهتره


34.

حبه قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توي قنددون بذارين


35.
نصف شبها با صداي بلند توي خواب حرف بزنين


36.
دوستتون كه پاش توي گچه رو به فوتبال بازي كردن دعوت كنين


37.
عكسهاي عروسي دوستتون رو با دستهاي چرب تماشا كنين


38.
پيچهاي كوك گيتار دوستتون رو كه ۵ دقيقه ديگه اجراي برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونين


39.
با يه پيتزا فروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشي روبروييش كه اونطرف خيابونه رو بپرسين


40.
شيشه هاي سس گوجه فرنگي و هات سس فلفل رو عوض كنين


41.
موقع عكس رسمي انداختن براي هر كس جلوتونه شاخ بذارين


42.
توي ظرفهاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته ها و فندقهاي دهان بسته بذارين


43.
شونصد بار به دستگاه پيغام گير تلفن دوستتون زنگ بزنين و داستان خاله سوسكه رو تعريف كنين


44.
توي روزهاي باروني با ماشينتون با سرعت از وسط آبهاي جمع شده رد بشين


45.
توي جاي كارت دستگاههاي عابر بانك چوب كبريت فرو كنين


46.
جاي برچسبهاي قرمز و آبي شيرهاي آب توالت هتل ها رو عوض كنين


47.
يكي از پايه هاي صندلي معلم يا استادتون رو لق كنين


48.
توي مهموني ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواين كه هر چي شعر بلده بخونه


49.
چراغ توالتي كه مشتري داره و كليد چراغش بيرونه رو خاموش كنين


50.
ورقهاي جزوه ء ۳۰۰ صفحه اي دوستتون كه ازش گرفتين زيراكس كنين رو قاطي پاتي بذارين ، يه بر هم بزنين ، بعد بهش پس بدين

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 بهمن1388ساعت 10:8  توسط vahid | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام دوستان به وبلاگ من خوش آمدید

وبلاگمو درتاریخ(8/8/88)درس کردم،مطالبی که به نظرم جالب وخواندنی میاد
دروبلاگم میذارم امیدوارم خوشتون بیاد البته اگه خوشتونم نیومدم که نیومد ،
مهم نیس بیخیال
چون بیشتر سلایق خودمه...................
خلاصه بگذرم

ما را از نظرات خود بی نصیب نکنید(با تشکربشارتی)

ايميل منv.besharati@yhoo.com

پیوندهای روزانه
سایت سرگرمی
ابزارموبایل خارجی
حصار چوبی(خودمونی)
علوم پزشکی دات کام
سایت تخصصی مبایل
اخبار سیاست
ابزار وبلاگ(weblogtools)
بازی
کلوب دات کام
آهنگ
FILTER
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته دوم آبان 1390
هفته اوّل آبان 1390
هفته چهارم مهر 1390
هفته سوم مهر 1390
هفته دوم مرداد 1390
هفته اوّل مرداد 1390
هفته دوم تیر 1390
هفته اوّل تیر 1390
هفته سوم خرداد 1390
هفته دوم خرداد 1390
هفته سوم اردیبهشت 1390
هفته چهارم فروردین 1390
هفته سوم فروردین 1390
هفته سوم بهمن 1389
هفته سوم آذر 1389
هفته سوم آبان 1389
هفته دوم آبان 1389
هفته اوّل آبان 1389
هفته دوم مهر 1389
هفته اوّل مهر 1389
هفته چهارم فروردین 1389
هفته دوم فروردین 1389
هفته چهارم اسفند 1388
هفته چهارم بهمن 1388
هفته سوم بهمن 1388
هفته دوم بهمن 1388
هفته اوّل بهمن 1388
هفته دوم دی 1388
هفته چهارم آذر 1388
هفته سوم آذر 1388
هفته دوم آذر 1388
هفته اوّل آذر 1388
هفته چهارم آبان 1388
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
آرشیو موضوعی
گالری عکس
نویسندگان
vahid
karo
mardin
پیوندها
فوتبال برتر
علوم پزشكي همدان
نشريه قاصدك
بشارتي
كاوان
یاهو mail
مرکز خبر و اطلاعات ایرانیان
سايت دكتر قسيم
/ISNA/
/IrNA/
سایت علمی دانشجویان ایران
.kodoom
سایت پزشکی
نوانديش
كتاب كردي
google
بروبچ پرستاری
بروبچ آزمايشگاه
نرم آفزار موبایل
آقاي هالو (شاعر)
قالب هاي پيچك
سایت های جامعه ی پزشکی
لیموترش
ترک قیز
بهترین سایت کلیپ موبایل
سایت یادگیری نوارقلب
سایت انیمیشنهای پزشکی
سایت چهره شناسی akinator.mobi
سایت عکس ومطالب20
پایگاه فرهنگی سرگرمی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM